ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

8

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

نشده‌اند بر آن دعوت خواهند كرد » صحيح بود و همان گونه اتفاق افتاد و اين موضوع هم كه فرموده است : « آخرين افراد خوارج دزدان راهزن هستند . » همان گونه بود و چنان شد كه دعوت خوارج مضمحل گرديد و مردان آن نيست و نابود شدند و كار به آنجا كشيد كه جانشينان ايشان راهزنانى متظاهر به تبهكارى و تباهى در زمين بودند . كشته شدن وليد بن طريف خارجى و مرثيهء خواهرش براى او از جمله كسانى كه كارش به راهزنى انجاميد ، وليد بن طريف شيبانى بود كه به روزگار هارون الرشيد پسر مهدى خروج كرد ، هارون يزيد بن مزيد شيبانى را به مقابله او گسيل داشت ، يزيد ، وليد را كشت و سرش را نزد هارون برد ، و خواهرش مرثيه‌يى براى او سروده است و بر شيوه همه شاعران خوارج در مرثيه خويش مدعى شده است كه وليد اهل تقوى و دين بوده است و حال آنكه وليد آن چنان كه او پنداشته نبوده است . خواهر وليد چنين مى گويد : « اى درخت خابور چگونه پر شاخ و برگى ، گويا بر پسر طريف اندوه و جزعى ندارى ، جوانمردى كه هيچ زاد و توشه‌يى را جز از راه تقوى دوست نمى داشت و مال را جز از راه نيزه‌ها و شمشيرها نمى پسنديد . . . » مسلم بن وليد هم اشعارى در مدح يزيد بن مزيد سروده و ضمن آن يادآور شده است كه او موفق به كشتن وليد بن طريف شده است و چنين مى گويد : « ابن طريف خارجى كه با لشكرى به سوى او رفتى ، مرگ را همچون رگبار